ما در این وادی قبول ابتلا خواهیم کرد

کربلارادرعالم کرب و بلا خواهیم کرد

وادی لم یزرعی رااز صفای جوی خون
گلشن شاداب وپرذوق وصفاخواهیم کرد

بر سر عهدیم وپیمان الست خویشتن
موبه مو آن عهدوپیمان راوفاخواهیم کرد

نقدجان در کف خریداریم بر کالای غم
اندرین بازار سودا با خدا خواهیم کرد

مازیمن خون هفتادودو تن قربان دین
این منای عشق رارشک منا خواهیم کرد

از جلای خون شفاف گلوی خویشتن
طف را آئینه باطن نما خواهیم کرد

کی سر ذلت فرود آریم در پیش کس
سرفرازان سر فراز نیزه ها خواهیم کرد

هفت گام از سینه رفتن روی خاک وخون
باصفا سعی است مر سعی وصفاخواهیم کرد

رادمردان را به زیر پرچم آزادگی
درجهان برجان خود بی اعتنا خواهیم کرد

کاخ نوبنیاد قرآن را که ویران کرده اند
ما به خون خویشتن ازنو بنا خواهیم کرد

کشته میگردم که قرآن وشریعت زنده باد
مرگ را با زندگی بیع وشرا خواهیم کرد

آن چنان شیرازه ای با رشته جانها زده
تا ابد ایمن زآسیب وبلا خواهیم کرد

گو سلیمان تا تماشای سلیمانی کند
دیورا انگشت وانگشترعطا خواهیم کرد

ناز بالش در خور شان سر شوریده نیست
بالش از خاکستر مطبخ سرا خواهیم کرد

آن سراپرده که تاروپودش ازگیسوی حور
طعمه آتش، به دست اشقیا خوهیم کرد

دست وپا بسته غزالان حرم را درکمند
زیرپای اب صیادان رها خواهیم کرد

با سر ببریده در کاخ یزید می گسار
یادی ازیحیی درآن طشت طلا خواهیم کرد

تاعمل گفتار ما رایک دو گامی نیست
هرچه را گفتیم بی چون وچرا خواهیم کرد

از جفای آشنای بدتر از بیگانگان
آشنایی باهمه بی آشنا خواهیم کرد

چرخ اگر افروز برکامم نگردد باک نیست
باش تا فردا که گردون زیرپاخواهیم کرد

سلطنت برمردم دنیا ندارد ارزشی
حکمرانی بر قلوب ماسواخواهیم کرد  


منبع : دیوان سائل اثر مرحوم ذهنی زاده –انتشارات منشور تبریز