صحبت از نام مكن / شعر از شبخیز
صحبت از نام مكن صحبت جام است اينجا
هر چه گويند به جز باده حرام است اينجا
حرمت جام نگهداركه صدچون جمشيد
دست برسينه ،كمر بسته غلام است اينجا
درسرت گرهوس عالم قدس است بيا
كان همه بعدمسافت دوسه گام است اينجا
تا مي و ميكده و ساغر وساقي باقيست
حوري و كوثر و فردوس كدام است اينجا؟
گوشه ي ميكده خلوتكده اي طاعت ماست
پير رندان خرابات امام است اينجا
منشين اي طاير دل، از سرعالم برخيز
كه جهان دانه و جان حلقه ي دام است اينجا
دعوي فضل ز نقص است در اينجا شب خيز
چون به يك ساغرمي كار تمام است اينجا
هر چه گويند به جز باده حرام است اينجا
حرمت جام نگهداركه صدچون جمشيد
دست برسينه ،كمر بسته غلام است اينجا
درسرت گرهوس عالم قدس است بيا
كان همه بعدمسافت دوسه گام است اينجا
تا مي و ميكده و ساغر وساقي باقيست
حوري و كوثر و فردوس كدام است اينجا؟
گوشه ي ميكده خلوتكده اي طاعت ماست
پير رندان خرابات امام است اينجا
منشين اي طاير دل، از سرعالم برخيز
كه جهان دانه و جان حلقه ي دام است اينجا
دعوي فضل ز نقص است در اينجا شب خيز
چون به يك ساغرمي كار تمام است اينجا
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 3:33 توسط چاووش
|